-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
باز هم وقت روضۀ سقاست هر طرف شور و شورشی برپاست بوی خون می دهد ده رمضان به نظر میرسد که عاشوراست بیعـتِ با یـزیـدیـان، هرگـز! همهجا کربلاست، نوبت ماست کـوری چشم کـوفـیان زمـان چه کسی گفته که علی تنهاست؟ هرچه هم غصه بیکران باشد جابهجا سیل جمعیت دریاست پـدرا! حـیـدرا! عـلـی جـانـا! مددی! وقت فتح خیبرهاست لفظ «مـظلـوم مقـتدر» حالا پیش چـشمان مـردم دنیاست شور خـورشید را تماشا کن خاک ما کشور امام رضاست بعد صدها هزار حیله و جنگ پـرچم ما هـنوز هم بـالاست سخـتی و پایـمـردی امـروز عـزت و سربلـندی فرداست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
بـسـم رب الحـسـیـن، بسم الله پایمان محکم است در این راه گرچه امروز خونجگر هستیم ما پـسرهای آن پـدر هـسـتـیم ارث ما از پدر شجاعت ماست کـوه حـیران استـقامت ماست گـفـت: آرام! مـا خــدا داریــم مـا در ایـن راه مـقـتـدا داریـم گفت: گوش تماممان به ولیست پرچـم انتـقـام دست عـلیست مهـدی از راه میرسد، آرام! رخـت نو میکند به تن اسلام کـشـتـی نــاخــدا نـمـیشـکـند نـوح را مـوجهـا نـمیشـکـند پدر از ما همیشه همت خواست صبر و تدبیر و استقامت خواست سـروهـا ایـسـتـاده میمـیـرنـد شــهـــدا بـا اراده مـیمـیـرنـد ما پـسـرهای آن پـدر هـسـتیم ما از امـروز بـیـشتر هـستـیم وقت آن شد که بگذریم از نیل شـده آغــاز مـرگ اسـرائـیـل چشممان بر امام این جادهست کـفـن مـا هـمـیـشـه آمـادهست ایهـاالـنـاس! راه باریک است مژده، اما ظهور نزدیک است صف به صف راهی الیاللهیم بــا دعــای امــام در راهــیــم نـکـنـد در جـهـاد بـنـشـیـنــیـم وای بر ما! مـبـاد بـنـشـیـنـیـم شـیـعـه هـرگـز ز پـا نمیافتد عــلــم کـــربـــلا نــمـیافــتـد دل ما خو کند به غـم؟ هرگز دست میافـتـد و عـلـم هـرگز خـیـمـۀ این قـیـام خالی نیست دشمنان را دگر مجالی نیست آتـش انــتــقـام مـا بـرپــاسـت روزهـامان تمام عـاشوراست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
بایست سمت درستی که باور من و توست که باز دست خداوند یاور من و توست بـایـسـت مـثـل تــمــام دلاوران شـهـیــد که سرو بودن و ماندن، مقدّر من و توست بایست، خوف و خطر را به جان بخر، آری که نیـلهای تلاطم مسخّـر من و توست شهـید بود و شـهـیـدانـه زیـست تا آخـر که این مرامِ معلایِ رهبر من و توست در اهـتـزار بمـاند عـلـم، که بعد از این لوای سرخ علمدار در بر من و توست و نیـسـت راه فـراری بـرای اهــریـمـن رجز به روی لب و شور در سر من و توست همیشه نام عـزیزش عزیز خـواهد ماند قوی و محکم و نستوه، کشور من و توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
چه سخت است داغ علمدار دیدن غـم یـار، در اوج پـیکـار دیدن بـه بیتـابـی مـوجهـای فـراتـیـم به هنگـامهٔ چشم خـونـبار دیدن نـمیدید در خـواب هم دیـدهٔ مـا به خون خفته آن چشم بیدار دیدن ز یوسف به یک پیرهن خیره ماندن ز یحیی سری دست اغیار دیدن به گـفـتن نیاید، به باور نگـنجـد چـنـان کـوه را زیـر آوار دیـدن همین است تقـدیر مردان میدان به پـیـکـارها پـیـکـر یـار دیـدن تنی را به مـیدانِ مین اربـاً اربا تنی را پر از خون به رگبار دیدن ولی نیست هرگز به قاموس مردان هراسی از این راه دشوار دیدن هراس است بر جان خیبرنشینان سَنـابـرق شـمـشیر کـرّار دیدن مَهـیب است فـریـاد یا حـیدر ما مهیب است هان! قهر قهار دیدن هـمـه هـیـبت گـنـبـد آهـنـیـن را بر این عنکبوتان چنان تار دیدن مهیب است در بارش «رعد» و «سجیل» زمین و زمان، تیره و تار دیدن بهناگاه «فتاح» و «خیبرشکن» را بـر ایـن قـلعـهٔ کهـنه آوار دیـدن جـسدهای مشئـوم دیـوانهدیـوان به هر کوی و بازار بر دار دیدن «بَـعَـثـنا عَـلـَيكُم عِـباداً لَـنا» را به سربـند گُردان احـرار دیدن! زمانِ «فَجاسُوا خِلالَ الدِّيار» است شـرر بر سراپـای اشـرار دیدن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح مقام معظم رهبری و لبیک به دعوت ایشان برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن
طرحی از پیکار دارد خطبههای جاریات یاد خیبر میکنم با سبک پرچـمداریات آه ای انسان کـامل، مست جام کـیـستی؟ مؤمن عزم توأم، در رندی و هشیاریات دست تو آمد بـرون از آسـتـین معـرفـت هست در دست ولـیالله دسـت یـاریات بارها زنجیر خواب از چشممان برداشتی میوزد بر شام ما بارانی از بیـداریات سنگ جهل دوستان و زخم سنگ دشمنان آی آئـیـنه! نکـرده سنـگها زنگـاریات جنگ احزاب است و ابنعبدودها یکبهیک محو طـوفـانِ اشّـداءُ عـلی الکـفـّاریات در تب طوفانسواری، داد ساحل را نوید خواند «بسمالله مَجریها» دو چشم قاریات «لا اله» تو پر از مضمون «الا اللهی» است منطـق توحـید دارد مشـرب بیـزاریات بار عامی داد چشمت رو به تو آوردهایم این منِ مغرور هم شد شاعر درباریات بعد از این پژواک باید بود؛ عزمم جزم شد تا بگویم چشمهای از آنهمه سُتواریات: «آی دنیا از یهـودیمـشربانت خـستهایم زرپـرسـتان سیـاسـتمشرب بازاریات خسـتهایم از داسـتان ظـلمهای بیصفـت از شبث، از شمرهای دائماً تکراریات ما هزار و چارصدسال است جز زخم جگر پیرهن بر تن کنیم از زخمهای کاریات غیرت محضیم ما و نه به دشمن گفتهایم نفرت محضیم دنیا! از تو و بیعاریات»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی رحمةالله علیه به ایران
اقــرار کـن بـلـنـدی ایـن اقــتــدار را این انـقـلاب مـسـتـمـر ریـشــهدار را باید به تنگچشمی دشمن نشانه رفت فـرّ و شکوه این همه نقش و نگار را مرگا به ما اگر که به ضحاک وانهیم این سرزمـین رسـتـم و اسـفـندیار را بهمن اگر چه سرد؛ ولی نیمههای آن حس میکنم طـراوت فـصل بهـار را روزی که چشم ظلمت شب روشنا گرفت روزی که داد خاتمه شبهای تار را در موجی از کدورت و در اوجی از غبار دیــدنــد آن زلالــیِ آئـــیـــنـــهوار را هرسال یاد و خاطرهات زنده میشود قـلـبی تـپـنـدهتـر شـدهای روزگـار را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد ورود امام خمینی رحمةالله علیه به ایران
ای نگـاهـت امـتـدادِ سـورۀ یاسین شده با حضورت ماه بهمن، صبح فروردین شده تا بیایی باز هم یک صبح زیبا پیش ما کـوچههای دل برای مقـدمت آذین شده از نسیم نام تو شبها همه مهـتاب بود از طنین گام تو این روزها شیرین شده سفرۀ یکرنگ ما نان و نمک میپروراند حیف شد، بعد از تو باز این سفرهها رنگین شده آن طرف سیل کبوترها که همبال توأند این طرف مائیم، با پروندهای سنگین شده از افقهایی که همرنگ است با خون خدا باز میگردند روزی اسبهای زین شده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح مقام معظم رهبری و خطبه تاریخی ایشان در نماز جمعه در مقابله با اسرائیل
ببین نماز عشق را، قـیام شیعه را بیین بیا شکـوه تـامّ و تـمـام شـیـعـه را ببـین صدا نـمیزنـد بـرو، اشاره میکـند بـیا طلایـهدار امـتـش، امـام شیـعه را ببـین بیا و قامتش نگر، جلال و هیبتـش نگر به خطبهاش صلابت کلام شیعه را ببین اگر نبرد شد هدف، ببین به شور لا تَخَف به صحنهاند صف به صف، مرام شیعه را ببین فدا شدن کرامت و شهادت است عادتش به روی مرگ خنده و سلام شیعه را ببین اگر نمردی از عذاب وعدههای صادقش بمان و ضرب شست انتقام شیعه را ببین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح مقام معظم رهبری و خطبه تاریخی ایشان در نماز جمعه در مقابله با اسرائیل
نگاه آسـمانیهاست در این ظهـر آدیـنه به تو ای بهترین، زیباترین مصداق آئینه نمکپرودهات هستیم و از عشق تو سرشاریم چگونه میشود پنهان بماند شوق در سینه قیامت چیست؟ غیر از قدّ و بالایی که تو داری؟ صلابت چیست؟ غیر از خطبهخوانی با طمأنینه شکوهی را که ما در آینه حتی نمیبینیم تو میبینی، تو میبینی در این جام سفالینه تو حتی با نمازت کفر دشمن را درآوردی و با تکبیرةالاحرام تو میسوخت از کینه تو حالا با نماز جمعه میخواهی بفهمانی نمیمـاند سـلاح مرد میدان بین گنجـینه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله علیه
در آسمانِ نگاهش بهشت منزل داشت بهشت روشنی از آن همه فضائل داشت شکوه و هيبت و حسن و ملاحتش بی مثل عجب جمال و جلالی در آن شمايل داشت نگـاه روشن او آيـههـای «والفجر» و لبـش تـرنّـم «يا اَيُّـهـا المُزَمّل» داشت رسيد صبح سـپـيـد نزول «أَعْـطـَـينا» رسيد و کوثری از روشنی حمايل داشت مسيح بود و دمش جان تازه میبخشيد که زنده از نفحاتش هزارها دل داشت دمی به ابروی پـيـوسـته خم نمیآورد اگر که لشکر طاغوت در مقابل داشت اگر که سيل عداوت، چو کوه پا برجا اگر که موج ندامت، صفای ساحل داشت نشد فـداش گر اين نيـمـهجـانِ نـاقـابـل به راهش آن همه جانْبرکفانِ قابل داشت چه کرد روح خدا در جهاد عشق و عقل حکـيم عاشق و دلدادگان عاقـل داشت گذاشت بر دل ما گرچه داغ هجرش را مسیر روشن او سالکان واصل داشت نهاد دست خدا در وجود «سيّد علی» شکوه و هيمنهای که «امام راحل» داشت خدا کـند که بـفـهـمـیم این سـعـادت را حـیـات طـیـبـه را، نـعـمـت ولایـت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام خمینی رحمةالله علیه ( دهه فجر)
ای نگـاهـت امتـدادِ سـورۀ یـاسـین شده با حضورت ماه بهمن، صبح فروردین شده تا بیایی باز هم یک صبح زیبا پیـش ما کوچـههای دل برای مقـدمت آذیـن شده از نسـیم نام تو شبها همه مهـتاب بود از طنین گام تو این روزها شیرین شده سفرۀ یکرنگ ما نان و نمک میپروراند حیف شد، بعد از تو باز این سفرهها رنگین شده آن طرف سیل کبوترها که همبال توأند این طرف مائیم، با پروندهای سنگین شده از افقهایی که همرنگ است با خون خدا باز میگردند روزی اسبهای زین شده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام خمینی رحمةالله علیه ( دهه فجر)
مثل شـیـرینی روحـانی یک رؤیـا بود سالهایی که در آن روح خدا با ما بود یاد باد آن شکـرین فرصت ایام وصال که به کـوتـاهی یک خـاطـرۀ زیـبا بود وقت آئینه به تسبیح جمالش خوش بود حال پـروانه ز کـار نگهـش شـیـدا بود کس ندانست که با او ز نهانخانۀ اُنس چه حکایات لطیف و چه هدایتها بود عـارفی بود که در فـصل بلـند نگهـش بـاب نـورانـی بـرهـان تـمـاشـا وا بـود هـمـۀ آیـنـههـا را بـه تـشـهـّد وا داشـت نور اسماء و صفاتی که در او پیدا بود هر چه از دامن خوشبوی کرامات افشاند همه انـفـاس مـسـیحـایی روحافـزا بود شرح اسرار سبکروحی او داشت نسیم کاینچنین در چمن لاله و گل غوغا بود پرده از راز شهـیدان سحـر بر گـیرید تا بـبـیـنـنـد که با او چه کـرامتها بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت امام خمینی رحمة الله علیه و لزوم اطاعت از رهبری
ولایت است عـیار خـلوص ایمانها مسیـرِ وصلِ خـدا و کـمالِ انـسانها در امـتحـان ولایت به جـلـوه میآید تفـاوتیست میانِ زبـیر و سـلـمانها اگر مـطـیع عـلـیِ زمـان شـویم همه فـریـب مان ندهد رویِ نیـزه قرآنها به سوی عزت ایران و انقلاب ماست قـیام و جـنـبشِ طـوفـانی مسلـمانها قسم به نامِ خـمینی به کـوریِ دشمن تمام منـطقه پُـر میشـود ز ایرانها مـقـابـل نـفـسِ فـاطـمـیِ رهـبـرمـان درآمـدنـد بـه زانـو تـمـام شیـطـانها به محضر ولیِ عصر عهد میبندیم که تا هـمـیـشه بمـانـیم پـایِ پیمانها به صهیونیسم جهانی پیام ما این است به سررسیده دگر عرصههایِ جولانها هـزار سال گـذشته ز غـیبت موسی به سامری نفـروشـیم نـورِ ایـمـانها به رهـبریِ عـلی و بـصـیرت مردم شویم الگـویِ وحدت میانِ دورانها در آن دلی که اثرکرده لقمههایِ حرام دگر اثـر نـپـذیـرد ز نـورِ بـرهانها سلام بر شهـدائی که بینشان رفـتند سـلام بـر تـنِ افـتـاده در بـیـابـانهـا خـدا کـند که مـطـیع ولی شویم همه امـیـرِ لـشگـر سیـدعـلـی شـویم همه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت امام خمینی رحمة الله علیه
تـیـره شـد آیـنـهٔ صـبـحِ درخـشان بیتو تـار شد مـشـرق روحـانی ایـمـان بیتو جـنگـل سبز قـیام از تو برافـراشته بود مـیرود قـوّت زانـوی درخـتـان بـیتـو ضجّهها میزند از داغ جگرسوز فراق در و دیـوار غـمآلـود جـمــاران بـیتـو بـیجـمـال تـو دل آیــنــه و آب گـرفـت آتـشـیـن شـد نـفـس بـاد پـریـشـان بیتو پـاره شد رشتهٔ منـظـومهٔ نورانی شوق گـشت آفـاق هـمه کـلـبـهٔ احـزان بـیتـو من چه گویم که چهسان آینهٔ روز گرفت رنگ دلگـیرتـرین شـام غـریـبان بیتو کاش پیش از شب اندوه سفر میکردیم تا نبـودیم در این باغ غـزلخوان بیتو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت امام خمینی رحمة الله علیه
در کـنار اقـتـدارش کـارِ دشـمـن آه بود نـور امـیـدی بـرای هر دلِ گـمـراه بود خط و ربطش منتهی میشد به اخلاص و عمل منـبرش عـالیترین سنگر وَ پایگاه بود کوخ های بیتجمّل را همیشه دوست داشت از جـفـایِ سـاکـنـانِ کـاخ هـا آگــاه بـود ظالمانی بیغـم و بیدرد، با دنـیا رفیق دوسـتـدارِ آرزوهـای کـم و کـوتـاه بـود با غضب نـابـود کرد آثـارِ استکـبار را سخت از تبعیض بیزار و عدالتخواه بود در سلوکش زندگی تفـسیر میشد بندگی عارفِ سیر إلی الحق بود؛ روح الله بود انقلابش را به دست حضرت منجی سپرد جمعه جمعه عاشق و چشم انتظارِ ماه بود رفت و ایران شد پریشان حال! از تهران و قم تا جماران از فراقش غرقِ اشک آه بود!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت امام خمینی رحمة الله علیه
مثل شیـریـنی روحـانی یک رؤیـا بـود سالهایی که در آن روح خدا با ما بود یاد باد آن شکرین فـرصت ایام وصال که به کـوتـاهی یک خـاطـرۀ زیـبا بود وقت آئینه به تـسبیح جمالش خوش بود حال پـروانه ز کـار نگـهـش شـیدا بود کس ندانست که با او ز نهـانخانۀ اُنس چه حکـایات لطیف و چه هدایتها بود عـارفی بود که در فـصل بلـند نـگهـش بـاب نــورانـی بـرهـان تـمـاشـا وا بـود هـمـۀ آیــنـههـا را بـه تـشـهـّد واداشـت نور اسماء و صفاتی که در او پیدا بود هر چه از دامن خوشبوی کرامات افشاند هـمه انـفـاس مـسیـحـایی روحافـزا بود شرح اسرار سبکروحی او داشت نسیم کاینچنین در چمن لاله و گل غوغا بود پـرده از راز شـهـیـدان سحر بر گیرید تا بـبـیـنـنـد که با او چه کـرامتها بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد رحلت امام خمینی رحمة الله علیه
هنوز این کوچهها این کوچهها بوی پدر دارد نگـاه روشن ما ریشه در باغ سحر دارد هنوز ای مهربان! در ماتمت هر تار جان من نیستان در نیستان، زخمههای شعلهور دارد نـمیگـویم تو پـایان بهـاری؛ بـعـد تو امّا بهار عـیش ما لبخـند از خون جگر دارد اگر خورشید رفت، این آسمان خورشید میزاید اگر خورشید رفت، این آسمان قرص قمر دارد در این بازار، عاشقتر کسی کز خود نمیگوید هـمیشه مرد کمگـو دردهای بـیشتر دارد مخواه از نابرادرها که یار و مونست باشند عزیز مصر بودن، یوسف من! دردسر دارد دو روزی مهربانا! غربت ما را تحمّل کن میآید آن کـه از درد تـمام ما خـبر دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه
نام تو پُـر شده است کران تا کـرانهها هر جا که رو کـنم ز تو بیـنم نشانهها دسـتـم نـمیرسـد به تـمـاشـای تو دگر ای روح پـر کـشـیـدۀ در بیکـرانـههـا از سوگ یار رفته نشد طاقتی، که لب بر هم نـهـم ز گـفـتن این شـاعـرانهها از جای خالی تو جـماران چه پیر شد گیرد ز هر شکسته دل، از تو نشانهها حـلقـه زدیم مثـل یـتـیـمـان به دور هم اشـک است تـرجـمان تـمـام بـهـانـهها ای خفـته در جوار شهیدان لالـهگون! روح خـدا! امـام هـمـه عـاشـقـانـههـا! بر پشت خصم خیرۀ این انقلاب هست از تو هـنـوز جـای دو صد تازیـانهها بعد از تو ای بهار! نسیـمی امید بخش وا مـیکـنـد بـه بـاغ تـمـام جــوانـههـا پا را به روی تارک خورشید مینهیم مــائـیـم از تــبـار هـمـه جــاودانــههـا تا خـط و مشی و راه تو باشد مرام ما (ثـبت است بر جـریده عـالـم دوام ما)
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه
تـقـدیم غـمت خـون جگـر لالـۀ ما بود بیمـهـر رخـت سایه غـم هـالۀ ما بود هجـران تو در دل شـرر نـالـۀ ما بود هر لحظه فراغت غم صد سالۀ ما بود ای ماه که دادی همه را مهـر خـدائی چون شد که دمیدی به شبستان جدائی ای یـاد جـمـال تـو چــراغ سـحـر مـا ای داغ تو تـا شـام ابـد بـر جـگـر مـا ای روی نهـان از نظـرت در نظر ما حیف است که باشیم و نباشی به بر ما هر صبح فـراق تو به ما شـام بلا بود ایــام غــمـت بـر هـمـه ایــام بـلا بـود ای ماه جماران که ز هجرت چو هلالیم یکبار برافروز و ببین ما به چه حالیم سر تا به قـدم محنت و اندوه و ملالیم باید که بـسـوزیم و بـگـرییـم و بنـالـیم عمر است پس از مرگ تو شرمندگی ما بیتـو شـده جـان کـنـدن ما زنـدگی ما ای هـمدم یـاران خـدا جـوی جـماران ای کعبه دل بیت تو در کوی جماران ای گرد عزایت به سر و روی جماران با یاد تو چـشم همگـان سوی جماران بازآ که خزان بیتو بهاران دل ماست بیت الحزن از غصه جماران دل ماست ای رفــتـه بـه دیـدار خــدا بـا دلِ آرام آرام دل آرام که گیتی است تو را رام از نهضت تو مانده به جا نهضت اسلام با صبح قیامت شب کفر است به اتمام دیگـر به وطـن دیـو سـتـم بـاز نـیـایـد از طـبــل ابــرقــدرتـی آواز نــیــایــد آرام کـز اعــدای تــو آرام ربـــودنــد یـاران همه از دور پـیـام تو شـنـودنـد از مـرکـز الـحـاد بـدین راه گـشـودنـد در دامن کـفـر آیت تـوحـیـد سـرودنـد خـورشـید قـیام تو گـرفـته هـمه جا را بخـشنده پیامت به جهـان نـور خدا را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه
رفـتی و عطر یاد تو در روزگار ماند یعـنی که از تو خاطـره بیشـمار ماند رفتی و در فـراق تو این مـلت بزرگ خون گریه کرد و تا به ابد اشکبار ماند رفتی و با غروب تو، قرآن غریب شد اسلام ناب، در غـم تو، سـوگـوار ماند رفـتی تو و حـماسـۀ سـرخ حـسینیات تا نـهـضت امـام زمـان بـرقـرار مـاند رفـتـی تـو و بـنـای بـرومـنـد انـقـلاب با این شکـوه و جـذبـۀ پُـر اقـتدار ماند رفـتی تو و نرفت ز دل شـوق زندگی در حیرتم از او، که برای چه کار ماند مُردی و زنده گشت ز تو، دین احمدی تـاریخ را، به نام تو این افـتخـار مـاند دست امـام عـصر نهـد مرهـمی مگـر این سینه را، که در غم تو سوگوار ماند آتش گرفت جانم و تن شعلهوار سوخت از ماجـرای کـرب و بلا بیـقـرار ماند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ارتحال حضرت امام خمینی رحمة الله علیه
تـاب فـراق روی تو را آسـمـان نداشت داغت به دیده ها بجز اشک روان نداشت ای پیر میکـده ز غـمت باده خشک شد مـیـخانه تـاب نـالـۀ دُردیکـشان نداشت بعد از عـروج روح تو روح قـصیدهها جز رنگ آه نای سخن بر زبان نداشت یک لحـظه نبض ثانـیهها بیصدا طپـید زیرا که درک پر زدنت را زمان نداشت روزی که آمدی هـمه گلها شکـفته شد مثـل تو خاک خـستۀ ما باغـبان نـداشت ای بـاغـبــان بـاغ شـهـیـدان لالـه گـون باغت بهشت عاطفه بود و خزان نداشت بودی اسـیر خـال لـب دوسـت، ما به تو عشق تو جز به یکیک دلها مکان نداشت بودی تو پـیک رحـمت پیـغـمبر عـظـیم تـاریخ شیـعه مثل تو نامـهرسان نداشت از خطبههای حیدریات کاخ ها شکست سیل هجـوم کفـر به پیشت توان نداشت مثـل عـلی دلت ز گروهی شکـسته بود کی گفته نای پُر ز غمت استخوان نداشت؟ یادش بخـیر عـطر جـماران و عطر تو عطری که عطر عشق تو بود و جنان نداشت زهرا چو مادری به عزای تو گریه کرد بزم مصیبت تو جز او نوحهخوان نداشت روزی که جسم تو ز سر دستها گذشت در خاطرات عشق نظیرش جهان نداشت جسمت به زیر سایه و مردم به گرد تو تاب وداع روی تو پیر و جوان نداشت ای سیدی که جد تو در خاک و خون نشست جسم حـسین جد تو یک سایـبان نداشت زیـنـب به قـتـلگـاه بـرادر نـظـاره کـرد بیکفن و دفن گذشت چرا که امان نداشت
: امتیاز
|
























